PDF نسخه کامل رمان دو جلدی  رفاقت ممنوع (جلد اول و جلد دوم در یک پک) از ریحانه (زینب )عیسایی

PDF نسخه کامل رمان  رفاقت ممنوع (دو جلد)

ژانر رمان : معمایی، اجتماعی، طنز، اکشن

نویسنده: ریحانه عیسایی (زینب)

تعداد صفحات: 1891

دانلود  آسان رمان  دو جلدی رفاقت ممنوع با لینک مستقیم دانلود فایل PDF – آخرین ویرایش  سازگار با همه گوشی ها و سیستم های کامپیوتری  

خلاصه رمان : 

این‌جا، همون دبیرستان پسرونه‌ست که همه ازش شنیدن؛ مدرسه‌ای که اسمش با دعوا، قدرت‌طلبی و رازهای حل‌نشده گره خورده. دو اکیپ قدیمی با کینه‌هایی سنگین، حالا روبه‌روی هم قرار گرفتن. رقابت داغ‌تر از همیشه‌ست و هر لحظه ممکنه جرقه‌ای، همه‌چیزو منفجر کنه. زخم‌ها هنوز خوب نشدن، پرونده‌ها هنوز بسته نشدن. بازی‌ای که مدت‌ها پیش شروع شده بود، دوباره برگشته — این بار با بهایی سنگین‌تر…

 

قسمتی از داستان رمان رفاقت ممنوع

فرمون رو با یه دستش تکون داد و همونطور که زیر چشمی با چشم های سبز مریضش بهم زل زده بود با صدای بلند و رسایی لبخند عریضش رو کش داد: ـ اصولا طبق تجربه دخترا از پسرایی که فرمونو یه دستی بگیرن زیادی خوششون میاد. لبخند پر مفهومی از داخل آیینه بهم زد. دیگه شورش رو شکر کرده بود، اینکه در برابرش هیچی نمیگفت دلیل نمیشد حرف های معنی دارش رو بیجواب بذارم. دندون قروچه ای رفتم با حرص غریدم: ـ ما پسرا هم البته بعضیامون عادت به جوگیری داریم؛ بعضیا فاز گوزشاخ پنداری بر میدارن و فکر میکنن با اینا میشه اخلاق سگ و روحیات بگاییشونو کاور کنن. از همون چیزی ضربه اش رو زد که خودم هم انتظارش رو داشتم: ـ ما پسرا؟! جالبه! عوضی زیر لبی بهش گفتم.با این آدم کله خر نمیشد سر شاخ بشم، پس ترجیح دادم دهنم رو روی هم بذارم و دیگه به متلک هاش اهمیت ندم.

پویا که پاک به سرش زده بود سرش رو توی بغل طاها گذاشته بود و تکون هم نمیخورد، انگار هورمون های عشقش بدجوری بالا زده بود؛ کارهای نکرده اش با شقایق رو سر طاها خالی میکرد. طاها که از شدت حرص قرمز شده بود تمام زورش رو میزد که سر پویا رو از سینه اش بکنه ولی پویا با آرومی زمزمه کرد: ـ انقد تکون نخور یزید. مگه صواب نمیخوای؟ تازه دارم شقایقو تصور میکنم. طاها با حرص غرید: ـ شقایق جونت جلوبندیش یکم نرمتر نیست؟ سرتو بکَن پویا وگرنه میشکنمش. (ساعت ۸صبح مدرسه شاهد) ـ این بارِ آخری بود که تذکر دادم، این بار آخری بود که سازش کردم. هربار یه جور دهن کجی کردید، هر بار یه جور صبر منو لبریز کردید. جلوی مدرسه ی دباغیان چه غلطی میکردید که مدیرشون با توپ پر بهم زنگ زده؟ من برم اداره چی جواب بدم؟ سال آخر و نزدیک کنکور دقیقا کی میخواید به کله های پوکتون فشار بیارید؟

یه مشت بیشعورید، یه مشت گاو و احمقید که عقلتون توی مشتتونه. مگه دهن ندارید؟ چرا حرف نمیزنید باهم؟ با ضربهای که افروزی از شدت عصبانیت به میز کوبید، منگنه ی روی میز صدتا چرخ توی هوا خورد و روی زمین هزار تیکه شد. صدای کیخ خنده ی سامان و پویا به صورت همزمان بلند شد ولی با پس کله ای که از پشت توسط دوتا دست به سرشون کوبیده شد، جوری خفه شدن که انگار از ابتدای بلوغ زبون نداشتن. کشمیری از پشت و اکبری از جلو مثل خرس نگهبان بالای سرمون رژه میرفتن و هر هشت نفر به ردیف جلوی افروزی وایستاده بودیم. چیزی که بدجور توی ذهنم رژه میرفت، نبودن رامین همراه پسرها بود؛ هرچند که از حرف های پویا میشد فهمید که با ماهیار جلوتر از بقیه مدرسه اومدن. نبود آرش و اشکان به علاوه ی سامیار قسطی به قطع برای این بود که جلوتر از ما مدرسه بیان و برنامه های سفارشات رو درست کنن.

خیلی دور از حدس نبود که رامین و ماهیار با اون دوتا اکیپ زاقارت متحدشون، اومده بودن کشیک کار اشکان اینها رو بکشن. افروزی به حدی عصبانیتش ترسناک بود که حتی سهیل زبون باز هم از بابای سگ اعصابش حساب میبرد؛ خفگیش حین عصبانیت افروزی نشون میداد خیلی ازش حساب میبره. با کوبیده شدن جا خودکاری روی میز توسط افروزی به کف زمین هر هشت نفر جوری خر لرز کردیم که مساوی باهم دو قدم عقب برداشتیم. افروزی دستی به ته ریش خاکستریش کشید با عصبانیت روی صندلیش نشست؛ تکتکمون رو زیر نظر گرفت، لاقل من خجالت به خرج دادم و سرم رو زیر گرفتم. کشمیری اون روز یَک بوی گندی میداد که انگار زیر بغل و کل هیکلش رو توی آب سرکه گذاشته بود تا جا بیوفته با تن قناصش ترشی بندازه؛ همین که با عصبانیت و اون چروک پیشونیش به طرفمون اومد انگار جلوی هر هشت نفرمون پیفاف زدن.

 



 قیمت: 50,000 تومان  پرداخت و دانلود

امکان اینکه خرید شما بصورت اسکن عکس کتاب باشد وجود دارد! #نسخه_الکترونیکی_کمک_درکاهش_تولید_کاغذ


برچسب ها: PDF نسخه کامل رمان  رفاقت ممنوع (دو جلد) پی دی اف رمان دانلود رمان PDF پی دی اف خرید آسان رمان خرید ویژه رمان های جدید دانلود فایل رمان رمان پرطرفدار رمان جدید و درخواستی رمان های به روز و جذاب
دسته بندی: 🔺دیجیتال فایل های الکترونیکی » ... pdf (رمان،شعر،داستان)

تعداد مشاهده: 906 مشاهده

فرمت محصول دانلودی:.zip

فرمت فایل اصلی: pdf،zip

تعداد صفحات: 1891

حجم محصول:11,486 کیلوبایت


نماد اعتماد الکترونیکی


هزینه مالیات خرید را مهمان ما باشید!

درباره ما

آدرس: گناباد، بخش مرکزی، شهرک حافظ ،خیابان شهیدشوریده پلاک209 طبقه_همکف کدپستی9691958475
در سال 1391 فعالیت ما تشکیل شد. سیستمی کاملا پویا و تعاملی که به‌عنوان یک دروازه متمرکز برای دسترسی به اطلاعات، خدمات و منابع عمل میکند. تجارت آنلاین جهانی باسرعت درحال پیشرفت است. حوزه آنلاین شاپ ها و کسب کارهای اینترنتی بخش کوچکی از این صنعت فروش هستند. در کارآفرینی نیز به همینصورت الان می توانید آنلاین شاپ خود را بـسازید!

تماس با ما

"کتابخانه دیجیتالی فارس فایل" پورتالی آماده سرویس دهی خدمات برای کمک در فروش اینترنتی فایل ها و محصولات دیجیتالی الکترونیکی
مفتخریم در زمینه گسترش و توسعه فرهنگ با مشارکت شما ارزش دانش کهن باستان و علوم روز دنیا را نگهداری و حفظ نماییم.

تلفن تماس051-57261834 آیـدیfars_support ارسال آنلاین پیام در تلگـرام

آمار نشان سایت

logo-samandehi
18,780 بازدید امروز
88,399 بازدید دیروز
509,833,940 بازدید کل
28,097 تعداد کاربر
68,490 کل محصولات
تمام حقوق مادی و معنوی سایت برای فارسفایل محفوظ می باشد.
کدنویسی توسط تیم : فارسفایل